کرمان تورکلاری (ترکهای کرمان)
نوشتهي زير که توسط يکي از دوستان بسيار عزيز بوچاقچي از استان کرمان ارسال شده، حاوي اطلاعاتي عمومي در بارهي ايل بوجاقچي و «حسينخان بوجاقچي شجاع السلطان» (۱۸۹۱-۱۹۵۰) ميباشد. «حسينخان» فرزند و جانشين «اسفنديارخان» رييس ايل بوجاقچي است که در سالهاي جنگ جهاني اول از سوي ژنرال پرسي سايکس مسئول کنسولگري بريتانيا در کرمان، رابين هود ايران لقب گرفته بود.

۱- بوچاقچيها، نقش بسيار قابل ملاحظه و مهمي در شورش ضد انگليسي ترکان ساکن در جنوب ايران در سالهاي جنگ جهاني اول بازي نمودهاند. اسفندیارخان بوجاقچی در ۱۹۰۰ ـ ۱۸۹۸ شهر سیرجان را متصرف شد ولی در آن شهر به قتل رسید. در جریان جنگ جهانی اول بوجاقچيها به رهبری حسینخان با انگلیسیها به جنگ پرداختند و با نیروهای پلیس جنوب (S.P.R.) درگیر شدند. در مرحلهي سيرجان شورش در آگوست-اکتبر ١٩١٦ حسينخان عدهاي از زندانيان آلماني و اتريشي را از زندان انگليسيها فراري داد و به ياري برخي از اسرا، عيدآباد مرکز سيرجان را به مدت کوتاهي تصرف نمود. در سال ۱۹۱۸ بوجاقچیها به رهبري آقا مرادخان معروف به شکوه السلطان پسر عموي حسينخان، وارد شهر کرمان شدند. در سال ۱۹۴۳ حسينخان بوجاقچي دوباره طغيان کرد و مدت سه ماه با ارتش پهلوي به جنگ پرداخت.
۲-در اين مقاله همچنين نام بزرگاني از تيرهي ساري سعدلوي بوجاقچي (اکبرخان، پسرش علي عسکرخان، پسر وي حيدر قليخان) و تيرهي قارا سعدلوي بوجاقچي (امير عليخان، پسرش حسنخان، نوهي وي اسفنديارخان، پسرش حسينخان)، همچنين قهرمانان ملي خلق ترک «عبدالحسينخان بهارلو» و «صولت الدوله قشقايي» ذکر ميشود. صولت الدوله قشقايي رهبر افسانهاي خيزش ايلات ترک ساکن در جنوب ايران بر عليه انگليس در سالهاي جنگ جهاني اول و «عبدالحسين خان بهارلو» رهبر شجاع، سياستمدار و کاردان ايل ترک بهارلو از ايلات خمسه (بئشاويماق) در شورش و نبرد بر عليه قواي انگليس بود که در زندان رضاخان درگذشت.
۳-در ربع اول قرن بيستم بويژه سالهاي جنگ جهاني اول، رهبران دياسپوراي خلق ترک ساکن در جنوب ايران، از جمله حسينخان بوجاقچي، عبدالحسينخان بهارلو، صولت الدوله قشقائي، ميرزا رفيعخان افشار، ... ، مانند رهبران تودهي ترک در تورکائلي-آزربايجان اتنيک از جمله جمشيدخان مجدالسلطنه افشار ارومي، ... کاملا آگاهانه در همسوئي با اردوي نجاتبخش عثماني و هماهنگ با حرکت اتحاد اسلام عمل مينمودند (کلا در جريان جنگ جهاني اول، همهي طوائف ترک در سرتاسر ايران متفق نظامي اردوي عثماني بودند). اما منابع فارسي فعاليتها و مبارزات رهبران خلق ترک در جنوب ايران را به صورت آزاديخواهي، مشروطهطلبي، استعمارستيزي و ... تقديم ميکنند. اين در حاليست که در منابع تاريخي، حتي از دلائل فراري دادن عبيدلله افندي سفير عثماني در افغانستان توسط حسينخان و تحويل دادن وي به سفارت عثماني در تهران، «تعصب ايلي و اسلامي» حسينخان ذکر ميشود. از آنجائيکه «تعصب ايلي و اسلامي» شخصيتهاي ترک که در آن دوره آگانه با نيروهاي آزاديبخش عثماني همکاري ميکردند، نام ديگر «شعور ملي ترک» بود، بنابراين اينگونه شخصيتها را بايد در زمرهي نسل نخست ترکگرايان و حرکات تحت رهبري آنها را بخشي از جنبش ملي دمکراتيک ترک (بين ۱۸۷۵-۱۹۴۰) به شمار آورد
شیراز به قلم"محمد بهمن بیگی"
شیراز به قلم"محمد بهمن بیگی"

"آذر ماه است تنها یک روز به آخر پاییز مانده است در خانه نشسته ام و از پنجره اتاقم بیرون را می نگرم.
باران دو شب پیش خاکها را رفته و گردها را زدوده است نارنج ها و نارنگی های سرخ و زرد در میان برگ های سبز و خرم شعله می کشند...
مدهوش هوای حیات بخش این شهرم.
شهر نیست یک پارچه بهشت است و بدون شک برای سجع و قافیه نبوده است که شیراز را جنت طراز گفته اند.
شیراز زنان و دختران زیبا دارد ولی خودش از زنان و دخترانش زیباتر است.
نه فقط اردیبهشت شیراز آبروی بهشت را میبرد بلکه همۀ ماههایش چنین سودایی در سر دارند.
شیراز فصل بندیهای متداول سالها را بر هم زده است.
تقویمش با تقویمهای دیگر فرق دارد.
زمستان و تابستان نمیشناسد.
عمر بهارش پایدار است.
پاییزش نیز جز بهاری نجیب و رنگ پریده نیست.
اگر به آنچه که میگویم باور ندارید به این شکوفه های دیرپا و غنچه های طربزای گل سرخ که بر تارک بوته های سبز آمادۀ شب زنده داری یلدا میشوند، بنگرید!
آسمان شیراز به رنگهای گوناگون در می آید،
از نیلی سیر تا لاجوردی روشن،
کبود شفاف و آبی کمرنگ.
ستاره های این آسمان همان ستاره های آسمانهای دیگرند ولی در این دیار فروغ و دلبری دیگری دارند.
زهرۀ شیراز همان زهرۀ تابندۀ همه آسمانهاست،
لیکن در افق این شهر به الماس درخشنده درشتی میماند که
از گلوی عروسی پرنیان پوش آویخته است و نظیرش را در کارگاه هیچ نقاش و در جواهرخانه هیچ سلطان نمیتوان یافت.
زهرۀ شیراز آفتابی است که از مغرب طلوع میکند.
آب و هوای شیراز
گل می پرورد،
سرو آزاد می رویاند،
گردو را در کنار لیمو می نشاند،
یاس و نسترن را بر اندام نار و نارون می پیچد،
بادام بن را در بهمن ماه به شکوفه می کشد
و از همه اینها بالاتر آتش زبانه کش ذوق را دامن میزند
و در خاطرها شعر تر میانگیزد.
بیهوده نیست که این همه شاعر نغمه پرداز از خاک دلاویز این خطه بر
می خیزد..."
#قشقایی #قشقایی
تاریخ با نام تورکها ارزش پیدا می کند...

🔺اگر از تاریخ امروز 240 سال به عقب برگردید ، " آمریکایی " پیدا نخواهید کرد .
🔺اگر 540 سال عقب برگردید ، روس پیدا نخواهید کرد .
🔺اگر 1200 سال به عقب بروید ، انگلیسی
🔺 اگر 1700 سال به عقب بروید فرانسوی
🔺اگر 2000 سال به عقب برگردید ، آلمانی
🔺 اگر 2500 سال به عقب برگردید آریایی و چینی پیدا نخواهید کرد .
🔺اما اگر در تاریخ نوع بشر هر چقدر به عقب برگردید ، ترک را خواهید دید .
و یافته های باستان شناسان به قدمت 7000 ساله ترکان ایران اذعان دارند!
🔺 اگر بخواهید با حربه و دروغ ترکها را از تاریخ حذف کنید ، دیگر هیچ چیزی از تاریخ باقی نخواهد ماند .♨
#مرحومپروفسورهیئت
خاطره بیاد ماندنی از مرحوم استاد بیژن بهادری کشکولی
🌺❤ خاطره بیاد ماندنی از مرحوم استاد بیژن بهادری کشکولی
ماجرا بر میگرده به سال ها پیش ٫ زمانی که من هنوز یک نوجوان بودمً٫
🌹🌹🌹🌹🌹
عصا هر دم به گوش پیر میگوید :
مگر در خواب بینی بار دیگر نوجوانی را ! 😔😔😔❤
یکروز گرم تابستان بود اخرین دور را زدم و با سرو صدا و یک تک چرخ و پرش زیبا از میدان پر از گردو خاک خارج شدم ! دیگه داشت کم کم غروب میشد که من از پیست موتور سواری که در ان زمان بالای دروازه قران شیراز بود به راه افتادم وبا عبور از بی راهه ها به دلیل (موتور بگیری )و راه ها و با پشت سر گذاشتن باغهای سر سبز و مصفای پشت مله (چمران ) به خانه رسیدم ٫٫
خانه شلوغ بود و طبق معمول پدر مهمان داشت ٫
از موتور پیاده شدم سرو وضعم پر از گردو خاک بود لباس چرمی و سنگین و سیاه موتور سواریم زیر گردوخاک پیدا نبود موتور دویست پنجاه سوزوکی کراس زرد رنگ رو و روی جک گذاشتم و شلنگ اب رو با فشار روی اون گرفتم که ناگاه صدای پدر را شنیدم که گفت : ( باخ باخ اوینگ یانسن اوغول سن خاکه پیک ادرمیشنگ !؟😂 ) زود لباست رو عوض کن ٫برو خونه جناب بهادری سلام برسون و یه امانتی دستش دارم ٫بگیر بیار ولی نه با قارقارک !
با اینکه منظورش را میدونستم ٫ گفتم نه با این موتور که نمیشه رفت توی شهر پدر ٫ با اون هندا سی جی میرم ' گفت با هیچ موتوری نمیری ٫ با ماشین برو زود بیا ٫ گفتم اجازه بدین با موتور برم ٫گفت همین که گفتم ٫ چونه نزن مهمون دارم ٫با این لباسا نریاا
٫ خلاصه من اصرار داشتم با موتور برم گفتم پدر ترافیکه٫ گفت ترافیک باشه همین که گفتم،
گفتم خب شما چیکار دارین من دوس دارم با موتور هندا سی جی میرم نه با این ٫موتور سنگین گفت :
پسر اینقدر چونه نزن قراره یه یه امانتی بیاری با موتور نمیشه ٫
گفتم میارم مشکلی نیسااا!
گفت :اصلا نمی خواد ....
٫ چشمان درشت و تیزش رابه من دوخت و برای چند ثانیه خیره ماند ٫ این علامت خوبی نبود ٫ چون بعد از این از راه دیکری وارد میشد و اگر خشمگین میشد هیچ کس جلودارش نبود ٫ گوشی دستم بود با مهربانی گفتم : اها اا باشه چشم ٫با موتور نمیشه که رفت خونه مردم !
گفت : حالا شد زود برو و برگرد گفتم چشم پدر٫ سریع یه دوش گرفتم ولباسم را عوض کردم ٫
یه ماشین بلیزر قرمزمرتب داشتیم سوار شدم ماشین رو ار توی حیاط در آوردم وارد کوچه شدم هنوز از اولین کوچه رد نشده. بودم دیدم یه ماشین بنز خاور وسط کوچه ایستاده بوق زدم که یعنی که حرکت کنه اما خبری نشد ٫ چند دقیقه وایسادم اما نرفت ٫ پیاده شدم رفتم که ببینم چه خبره ٫ دیدم دلو روده اش رو ریختن به هم و یکی هم از توی مغازه گفت اقای فلانی ماشین. خرابه حالا حالا مونده رفتن قطعه بخرن ٫ خلاصه برگشتم خونه و جریان رو به پدر گفتم ٫ گفت: باشه مهم نیست فردا برو٫ گفتم پدر کاری نداره که با موتور میرم خلاصه راضیش کردم که اجازه بده با موتور برم ٫ پس موتورهندا سی جی رو روشن کردم و سوارش شدم و چند دقیقه بعد به خانه مرحوم بیژن بهادری رسیدم دقیقا یادم نیست کجا بود اما فکر میکنم طرف قصرالدشت ٫ مالی اباد یا فرهنگ شهر ٫ همان حوالی بود چندین بار با پدر منزل ایشان رفته بودم ٫
زنگ خانه را به صدا در آوردم بانوی جوانی درب را باز کرد اولین بار بود که او را میدیدم .
خودم را معرفی کردم و جریان را گفتم ٫ با مهربانی از من خواست وارد خانه شوم
گفتم : نه ممنون باید برم ٫ گفتن آقای بهادری خواهش کردن بفرمایید داخل پس به ناچار پذیرفتم موتور را قفل کردم و وارد شدم ٫
نمیدونم جناب بهادری و این بانو چه نسبتی با هم داشتند ٫ شاید دخترش بود یا از بستگان نزدیکشان بود به هر حال وارد سالن شدم
استاد بهادری یک مرد شریف و اصیل و نسبتا مسن بودند و من خیلی جوان بودم جناب بهادری از جایشان برخواستند خجالت کشیدم ٫ خواهش کردم که که راحت باشند و مرا شرمنده نکنند برایم چایی ریخت و از وضعیت تحصیل من سوال کرد حدود چهل پنجاه دقیقه با هم صحبت کرده بودیم که من اجازه مرخصی خواستم برخواستند و شیی نسبتا بزرگی را که در روزنامه پیچیده شده و شبیه قاب یا تابلو بود را به دستم دادند و گفتند:
مطمینی با موتور میشه اینو برد ؟ گفتم : بله استاد مشکلی نیست ٫ ایشان با کمال مهربانی از من خواستند که به پدر و مادر سلام برسانم از او تشکر کردم و به راه افتادم ٫ برای بدرقه تا دم در آمدند ٫خداحافظی کرده
در کوچه را باز کردم ....
ناگاه در کمال تعجب دیدم ٫ جا تره و بچه نیست ! موتورم هندا سی جی ۱۲۵ باک عربی سربی رنگ زیبایم را برده بودند!!! در حالی که بی نهایت ناراحت شده بودم به روی خوذم نیاوردم و خودم را بسیار عادی جلوه دادم ٫ جناب بهادری هم بی اندازه ناراحت شدند طوری که دزدها را به باد دشنام کرفتند چندین جا تلفن کردند و ماجرا رو گفتند اما ....
به هر حال من برای بار دوم از استاد خداخافظی کردم ٫
گفتند چطوری میری ؟
کفتم با تاکسی استاد ٫
گفت خب میخوای تاکسی تلفنی خبر کنم راحت بری ؟
گفتم اگه زحمتی نیست. بله ممنون میشم ...
چند دقیقه بعد یه تاکسی اومد و من سوار شدم و به سوی خانه به راه افتدم مدتی گذشت چند خیابان و کوچه را پشت سر گذاشته تا بهخانه رسیدم پیاده شدم کرایه تاکسی رو دادم و به راه افتادم ....
وارد خانه شدم دوستان و مهمانان پدر رفته بودند و به جای آنها عمه و بچه هاش آمده بودند
قبل از این که جریان سرقت موتورم رو بازگو کنم تابلو رو از داخل روزنامه ها بیرون آوردم و اونو روی پشتی روبروی انها کذاشتم طوری که همه ببینن ...
همه محو تماشای تابلو شدند
چشمان پدر پر از اشک شده بی صدا میگریست 😔
مادر ٫ عمه و بچه هایش ٫ زن عمو ٫ دختر عمو و ......همه خیره شده مینگریستندو میگریستند اشک از چشمان مادر نیز سرازیر شده بود ٫
همه گریستند و پدر نیز با صدای بلند گریست ٫ مادرو عمه بیش از همه گریستند همه شیون کردند!
اشک از چشمان خودم نیز جاری شده بود ٫ خلاصه کوچک و بزرگ همه اشک ریختند ....
زیرا استاد بزرگ ایل قشقایی جریان مرگ دلاوران ایل شکوهمند ٫ مسیح و دشتی را به تصویر کشیده بودند ! 💔❤🌹🌺
روح استاد ایل و سرداران قشقایی شاد
💔🌹🌹🌺
نویسنده صمد شکارچی
انگلستان
فوریه ۲۰۱۵
معصومه بی بی بهمن بیگی
تسلیت درگذشت مصی بی یی همسر حبیب خان گرگین پور و مادر اسطوره های موسیقی این قشقایی فرود و فرهاد به ایل جاودان قشقایی و تمامی هنردوستان...

لالا دٸیه م ، یاتسین آنام
کٶیلۆم داغلی،جیگر قانام
فرود چال تا، من ده یانام
خبر گلدی ، آنا کٶچدی
ترلان اولدو،داغدان ، اۆچدی
🌹🏴
لالا، لالا ، شیرین سٶزۆم
لالا، لالا ، ایککی گٶزۆم
ایششیق سالمیر،دان اولدوزوم
خبر گلدی آنا ، کٶچدی
ترلان اولدو، داغدان اۆچدو
🌹🏴
لالا آرام ،باغلا گٶزۆنگ
بالدان شیرین،شکر سۆزۆنگ
لالا آیدان روشان، اۆزۆنگ
خبر گلدی ، آنا کٶچدی
ترلان اولدو ،داغدان اۆچدو
🌹🏴
شعر اوخویان ، مهربانیم
خوش دانیشان، آنا جانیم
آغیر اٸلدن،سۅ یوم، قانیم
خبر گلدی آنا ،کوچدی
فرهاد خان یا نینا اۆچدی
🌹🏴
اٸل آناسی ، قانات آچدی
آنا ،حق ،جامیندان ایچدی
آنا اۆجا ، داغدان، گچدی
خبر گلدی ، آنا کٶچدی
ترلان اولدو، داغدان ،اۆچدو
🌹🏴
فرو د سه تاری ، آلیشدی
یاشیل گۆلۆم، اجل، بیچدی
آکار دٸون ، یٸره دۆشدی
خبر گلدی ،آنا کٶچدی
حبیب خان یانینا ، اوچدو
🌹🏴
بهمن بیگی ،اوجاغا آن
آنا آدینگ دیر ، جاودان
محشور اولانگ،بهشته سن
خبر گلدی ،آنا ، کوچدی
جنتینگ، باغینا ، اۆچدی
🌹🏴
تاریم نوتی چالیر ، بمدن
شعریم گٶزی، دولیر نمدن
گرایلی سسلندی ، غمدن
آغیر اٸلدن ، آنا کٶچدی
قانات آچدی ،اٸلدن اۆچدی
🌹🏴
صادق ساسانی گرایی
سیمای حقیقی ناصرالدین شاه قاجار
سیمای حقیقی ناصرالدین شاه قاجار و روشنفکران اجیر تفکر و استعمار غربی
شهنشاه تورک ایران، خاقان معظم، سلطان صاحبقران ناصرالدّین شاه قاجار با فرمان تأسیس «شورای دربار اعظم» گامی بزرگ برای اصلاح نظام سیاسی ایران برداشت. شورای دربار اعظم الگو گرفته از پادشاهی مشروطهی انگلستان و نه تنها معادلی در برابر Magnum Concilium بلکه ترجمهای از آن بود.
البته تاریخنگاریِ ایدئولوژیک و بهاصطلاح روشنفکرانهی ایرانی (تاریخنگاری پانفارسیستی)، از کسروی و ناظمالاسلام تا آجودانی و طباطبایی، که دانسته و نادانسته مبتلا به بیماری فرانکوفیلی است، با گذشت دو قرن از تحولات جدید در تاریخ ایران، هنوز نمیداند نهاد پارلمان در زادگاه خود یعنی انگلستان، از همین شورا متولد شد. این همان روشی است که به آن «اصلاح انگلیسی» گفته میشود. اگرچه در انگلستان از مگناکارتا تا انقلاب باشکوه ۱۶۸۹ تحولات انقلابی رخ داده است، اما هیچگاه پایه و زیربنای سیاست در انگلستان ویران نگشته است.

در حالیکه ناصرالدّین شاه فقید در پی تأمین مصالح عمومی اقدام به اصلاحات کرده بود، فراماسون، جاسوس انگلیس و ناسیونالیست فارسگرا میرزا یوسف خان تبریزی (مستشارالدوله) در پاریس تحت جاذبهی انقلاب فرانسه، "رسالهی یک کلمه" مینوشت! این دروغ تاریخی بزرگ که او، یعنی مستشارالدوله، نخستین کسی است که در ایران از «قانون» سخن گفته، چیزی جز تبانی کمپانی روشنفکران در کینهتوزی نسبت به نهاد سلطنت قاجار نیست، چرا که اقدامات و دستورات ناصرالدّین شاه فقید برای تدوین قانون اساسی، از فرمان تأسیس شورای دولتی و منشور مصلحتخانه، تا تدوین نخستین قانون اساسی ایران (۱۸۷۲)، لایحهی تشکیل دربار اعظم و دستورالعمل آن و انتشار "کتابچهی تنظیمات حسنهی دولت علیه و ممالک محروسهی ایران"، جملگی پیش از تاریخ انتشار "رسالهی یک کلمه" بوده است.
طرحی که ناصرالدّین شاه فقید دنبال میکرد، اصلاحاتی از درون از طریق تحول «شخص» شاه، یعنی دو نهاد سلطنت و وزارت، به شورایی بود که مقدمه را برای تأسیس پارلمان در ایران فراهم کند. برچیدن مقام صدراعظمی و تأسیس شورای دربار اعظم، اصلاحی کوچک نبود، بلکه اقدامی بزرگ در مسیر تحوّل سیاسی ایران با تکیه بر حفظ سنّت سیاسی در ایران بود. در انگلستان، مشروطه پایههای سلطنت را تقویت کرد و سیاست مدرن را پایه گذاشت، در ایران، مشروطه، نه تنها سلطنت مشروع، سلطنت قاجار را برانداخت، بلکه دقیقا به دلیل ضرباتی که با تیشهی فرانسوی به نهاد سلطنت وارد کرد، مانع ورود ایران به سیاست مدرن شد.
ناصرالدّین شاه پیش از روشنفکران پی به اهمیّت قانون و اصلاحات برده بود، تفاوت او با روشنفکرانی که فاقد تجربهی عمل سیاسی و ذکاوت فکری برآمده از آن بودند این بود که به درستی عقیده داشت: «وضع قوانین جدید و ترقیّات حاضرهی این عصر خیلی مشکل است که بتوان به زودی اجرا کرد.»
حمید احمدی - موزیک جدید قشقایی 94
جان نه ایسیر بیلمیرم جانان نه ایسیر بیلمیرم
داها مندن گردش دوران نه ایستر بیلمیرم
من سینیغ کشتی ده بو طوفان نه ایستر بیلمیرم
یار گئدیر ناکس الینه نئیلهیم
اؤرگ نالان حال پریشان نئیلهیم
داها منده قالمامیش جان نئیله یم
دونیا مالی بیریاندا یار عشقی دئ بیر یاندا
هانی یولا من یاناسیم بیلمیرم
هانی دینه یالواراسیم بیلمیرم
ائل یالانچی نئیله یم چؤل یالانچی نئیله یم
آنای نان آتا یالانچی نئیله یم
داها منده قالمامیش جان نئیله یم

آهنگساز و تنظیم: شاهرخ خسروان جم / خواننده حمید احمدی
عدم آموزش به زبان مادری و عواقب آن
عدم آموزش به زبان مادری و عواقب آن
عدم آموزش به زبان مادری و عواقب آن ؛ احیای زبان مادری در افکار بسیاری از مسئولین به معنای انگ تجزیه طلبی لانه کرده است!!
اشاره : انسان امروز به فکر حفظ بزرگترین میراث بشری خویشتن افتاده است، میراثی که در قرون اخیر، به تاراج اصحاب نسل کشی و نژادپرستی رفته است. پاسداشت زبان مادری بیش از هر جای دیگری، متوجه کشورهایی چون ایران است که دارای تنوع زبانی گستردهای هستند تنوعی که امری طبیعی، میراثی انسانی و سرمایهای اجتماعی است. پاسداشت میراث ایرانیاسلامی، تنها درحفظ کتیبهها و نسخهها و سنگ قبرها نیست، درحفظ میراث زندهای بنام زبان مادری همه مردمان ایران و همه زبانهای رایج در آن از جمله ترکی، فارسی، کردی، عربی، بلوچی و غیره نیز هست.
سیاست گذاران فرهنگی و زبانی که منجر به یکسانسازی فرهنگی و زبانی میشوید، باید توجه داشته باشید که : “اگر شما آموزش و ترویج یک زبان را قدغن و غیر قانونی کنید، در نهایت، آن زبان را حذف می کنید و با از بین بردن آن زبان، فرهنگ آن گروه زبانی را نیز نابود می کنید و در نهایت، خود آن مردم را حذف از بین می برید. ممکن است که آنها بصورت فیزیکی از بین نروند اما آنها دیگر خودشان نیستند بلکه تبدیل به دیگرانی شده اند که به زبان و فرهنگ دیگری تعلق دارند. آنها دیگر موجودیت ندارند.”
عدم آموزش به زبان مادری و عواقب آن
آموزش و پرورش و به طور کلی تعلیم و تربیت از دغدغه های هر کشور محسوب می شود. چرا که پیشرفت و تعالی و یا پس رفت و نزول یک کشور از لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و غیره در گرو چگونگی آموزش و پرورش آن کشور است. نگاهی گذرا به تاریخ نشان می دهد که آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت در گذشته های دور تنها برای عده خاص و طبقه خاصی از جامعه مقدور بود و بسیاری از مردم خصوصا آنهایی که از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نبودند از تعلیم و تربیت محروم بودند. با پیشرفت علوم و گسترش آگاهی مردم و جوامع « تعلیم و تربیت برای همه » تبدیل به شعار جهانی شد.
در این بین آموزش به زبان مادری از سوی برخی از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفت. یوهان آموس کومنیوس که به عنوان پدر آموزش و پرورش نوین در دنیا شناخته شده است، در نیمه دوم قرن ۱۷ اصولی را برای آموزش و پرورش و یادگیری عنوان کرد که آموزش و پرورش امروزی در دنیا از آن تبعیت می کند. وی اعتقاد داشت که کودکان را بایستی با شناخت و بینش اجسام آشنا کرد. یعنی معانی مستقیم اشیا و اجسام را به کودکان آموخت و در این مسیر همواره بر ضرورت استفاده از زبان مادری تاکید می کرد. وی اعتقاد داشت که آموزش تا سن ۱۲ سالگی بایستی فقط و فقط به زبان مادری باشد و از این سن به بعد است که آموزش به زبان های دیگر می تواند در برنامه آموزشی فراگیران قرار گیرد و آموزش زبان های دیگر نه از روی دستور زبان بلکه از طریق خواندن متون انجام گیرد. کومنیوس بر استفاده از عکس و تصویر در آموزش زبان تاکید میکرد. بدین ترتیب که ابتدا کودک با مفهومی که با آن آشنا است ارتباط برقرار می کند و سپس طریقه نوشتاری آن مفهوم را به آن پیوند می دهد و آن مطلب را درک می کند.
حال نگاهی به آموزش و پرورش امروزه کشور می اندازیم.
اصول آموزشی مختلفی ذکر شد اما متاسفانه در مورد کودکان دو زبانه در کشور ما که بیش از ۵۳ درصد کودکان کشور را تشکیل می دهند، بسیاری از این اصول آموزشی که در کل دنیا کاملا بدیهی به نظر میرسند مورد توجه قرار نمی گیرند و متاسفانه تنها در مورد کودکان فارس زبان کشور اجرا می شود.
ابتدا مختصرا با مفهوم دوزبانه بودن آشنا شویم.
در یک نوع طبقه بندی دوزبانه بودن را به دو دسته طبیعی (برابر) و آموزشی (نابرابر) تقسیم بندی می کنند. در دو زبانگی برابر فرد از آغاز تولد در یک خانواده و جامعه دو زبانه زندگی می کند و در هر دو زبان هم شفاها و هم کتبا قادر به برقراری ارتباط است. در دو زبانگی نابرابر آموزشی فرد پس از یادگیری زبان مادری به صورت شفاهی به دلایل آموزشی یا فرهنگی با یک زبان دیگر تماس می یابد و دو زبانه می شود. دو زبانگی موجود در کشور از این نوع دو زبانگی است.
همانطور که در مطالب فوق نیز اشاره شد آموزش در مدرسه تا سن ۱۲ سالگی فقط و فقط بایستی به زبان مادری باشد و بعد از این سن بایستی زبان های دیگر در برنامه آموزشی فراگیران قرار گیرد. چرا که طبق نظریه روانشناسان و زبانشناسان دوازده سال اول زندگی هر شخص از لحاظ فراگیری زبان دوران تطبیق محسوب می شود و بعد از آن دوران یادگیری. یعنی در دوازده سال اول زندگی شخص ضمن فراگیری زبان، با زبان فراگرفته شده خود را ببه محیط اطراف تطبیق می دهد و سیستم فکری اش شکل می گیرد.
زمانی این نظام فکری و تطبقی تکمیل می شود که سواد آموزی شخص به زبان مادری تکمیل گردد، یعنی علاوه بر فراگیری کامل تکلم به زبان مادری، خواندن و نوشتن به زبان مادری را نیز یاد بگیرد. در کشور کودکان فارس زبان تا سن ۱۲ سالگی فقط و فقط به زبان مادری خود آموزش می بیینند و از این سن به بعد است که آموزش زبان عربی و انگلیسی در برنامه درسیشان گنجانده می شود، اما در مناطق دو زبانه کشور وضع بسیار متفاوت و آشفته است. یک کودک شش ساله غیر فارس از همان اولین روز تحصیل بایستی با زبانی غیر از زبان مادری خود تحت تعلیم قرار بگیرد. بعنوان مثال یک کودک ترک که کوچکترین آشنایی با زبان فارسی ندارد و تنها به زبان مادری خود با طبیعت و اطرافیان ارتباط برقرار می کند، از همان روز اول مدرسه بایستی با زبانی غیر از زبان مادری خود، یعنی زبان فارسی آموزش ببیند. کلیه اصول و قواعد دیگری که در مورد آموزش در سالهای ابتدایی مدرسه بود نظیر استفاده از عکس و تصویر و … برای تداعی مفاهیم انتزاعی، تنها در مورد کودکان فارس زبان کاربرد دارد و مفید واقع می شود. چون این اصول برای آموزش به زبان مادری فرد پیش بینی و طراحی شده اند. یک کودک فارس زبان با دیدن تصویر آب مفهوم آب در ذهنش تداعی می شود و هنگامی که کلمه آب را نیز در کنار آن می بیند با این مفاهیم ارتباط برقرار کرده و مطلب را درک می کند. اما در مورد کودکان غیر فارس زبان وضع متفاوت و بسیار دشوار است. چرا که به عنوان مثال همان کلمه آب را که به تصویر مربوط به (سو) نسبت می دهند برای کودک ترک تازگی دارد و با دانسته ها و معلومات قبلی او مغایرت دارد، چه برسد به صورت نوشتاری کلمه که خود سبب بروز مشکلات بعدی می گردد.
این سیستم نادرست آموزشی که سالیان دراز است در برنامه آموزش و پرورش کشور قرار گرفته است باعث دلسردی دانش آموزان مناطق دو زبانه از تحصیل و درس و مدرسه می شود.
عمق فاجعه زمانی مشخص می شود که نیم نگاهی به آمار افت تحصیلی و ترک تحصیل در مناطق دو زبانه کشور بیندازیم. به گفته مدیر کل دفتر آموزش و پرورش دوره ابتدائی و کارشناسان این دفتر، دو زبانه بودن دانش آموزان در بدو ورود به مدرسه مهمترین علت افت تحصیلی و در نتیجه عامل ترک تحصیل آنهاست. به کار بردن این اصول غیرعلمی در آموزش و پرورش مناطق دو زبانه باعث می شود که بسیاری از فرزندان این مناطق که هرکدام می توانستند روزی گرهی از مشکلات مردم باز کنند، به دامان اعتیاد و سایر بزهکاری های اجتماعی کشیده شوند. نتایج برخی از تحقیقات نشان می دهد که کودکی که زبان مادری خود را فرا نگرفته و ساخت های زبان در ذهن او استحکام نیافته شرایط مساعدی برای یادگیری زبان دوم نخواهد داشت. و اگر به این کودک زبان دومی غیر از زبان مادری یاد بدهیم باعث ایجاد اختلال در گویایی و در هم ریختن فکر کودک خواهد شد. مخصوصا اگر زبان دومی که یاد می گیرد از لحاظ دستوری کاملا متفاوت با زبان مادری اش باشد. مثل زبان فارسی و زبان ترکی که یکی هند و اروپایی و دیگری التصاقی است. علاوه بر مشکلات یاد شده مشکلات فراوان دیگری نیز پدید می آید که پرداختن به آنها در این مجال نمی گنجد.
نکته هایی که بایستی مد نظر قرار داد این است که این وضعیت تا زمانی که متاسفانه تفکر کلیشه ای «احیای زبان مادری» بصورت انگ یعنی تجزیه طلبی در افکار بسیاری لانه کرده است ادامه خواهد داشت و معلوم نیست چه زمانی کارشناسان آموزش و پرورش کشور از اغماض و چشم بستن بر عواقب وخیم عدم آموزش به زبان مادری کودکان دو زبانه کشور دست بر می دارند و چشم به حقایق تلخ مسائل آموزشی مناطق دو زبانه کشور می گشایند و به این اصل تن می دهند که آموزش به زبان مادری حق همه مردم دنیاست.
ایران گلستانی است از اقوام مختلف
ایران گلستانی است از اقوام مختلف
ایران گلستانی است از اقوام مختلف با زبان ها و فرهنگ های منحصر به فرد. چنین ویژگی ایران را تبدیل به یکی از زیباترین کشورهای جهان و یکی از غنی ترین آنها از حیث تنوع زبانی و فرهنگی نموده است. لازمه بقا و تداوم چنین زیبایی، وجود اتحاد و همبستگی میان تمامی ایرانیان با هر قومیت و زبانی میباشد. اتحاد و یکپارچگی که با برقراری عدالت و برابری به وجود آمده و ادامه میابد. از این رو اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی و تحصیل به زبان مادری یکی از مهم ترین مطالبات ایرانیان غیر فارس زبان در راستای توجه به زبان و فرهنگ خود در کنار زبان رسمی کشور میباشد که سالیان سال است که به سبب عدم وجود اهتمام جدی از سوی دولت و مجلس و شانتاژ های صورت گرفته از سوی جریانات افراطی بلاتکلیف مانده و به این خواسته ضروری و حیاتی توجهی نشده است. اما آنچه که بیش از عدم اجرای اصول یاد شده قانون اساسی، موجب رنجش خاطر اقشار مختلف ایرانی میشود، استاندارد و رفتار دوگانه با ایرانیان میباشد. رفتاری که موجب شکل گیری یک نوع حس تبعیض و نابرابری گشته و هم چون بذر تفرقه در میان ملت ایران پخش میشود. نمونه بارزی از چنین رفتارهای نسنجیده و غیر منطقی، وجود محدودیت های فراوان در راستای تدریس زبان ترکی آذربایجانی در مدارس و دانشگاه های آذربایجان و آزادی نسبی کردزبانان در انجام چنین فعالیت هایی است. به طوری که در خبر های امروز داشتیم: برای نخستین بار در ایران یکی از دبستان های شهر سقز شاهد رونمایی و آموزش زبان کردی بود. دانش آموزان و آموزگاران دبستان صلاح الدین ایوبی سقز دیروز شنبه در مراسمی که به منظور رونمایی از کتاب آموزش زبان کردی برگزار شده بود، شرکت کردند. مسئولان این برنامه اعلام کرده اند که تمام اقداماتشان با «مسئولان مربوطه» هماهنگی داشته اند. پس از پایان مراسم رونمایی دانش آموزان بر سر کلاس های درس حاضر شده و برای اولین بار زبان کردی در یک آموزشگاه دولتی تدریس شد. و یا در خبر دیگری از سایت های خبری استان کردستان چنین آمده است که از سال آینده زبان کردی در دانشگاه آزاد سنندج به صورت حرفه ای و آکادمیک تدریس خواهد شد. در روز جهانی زبان مادری نیز علی رغم عدم برگزاری مراسمی حتی کوچک در راستای پاسداشت زبان مادری در هیچ یک شهرهای آذربایجان به سبب وجود محدودیت های فراوان، شاهد برگزاری مراسمی باشکوه در شهر مریوان استان کردستان به صورت کاملا آزادانه بودیم. البته تلاش هموطنان کردزبان برای حفظ و پاسداشت زبان و فرهنگ بومی خود را به فال نیک گرفته و قصد ما مخالفت با چنین فعالیت هایی نبوده و نیست. بلکه بحث بحث برخوردهای دوگانه ای است که با اقوام مختلف ایرانی صورت میگیرد. مطمانا اگر فعالین فرهنگی آذربایجان قصد انجام یکی از این اقدامات قانونی را داشتند، محافل و رسانه های منتسب به افراطیون، چنین در اذهان عمومی القا مینمودند که گویا گروههایی از تجزیه طلبان منتسب به فلان کشور قصد نابودی زبان و فرهنگ فارسی را داشته و میخواهند ایران را نابود و باقی ماجرا… البته شاید در توجیه این رفتار خود مساله ایرانی بودن زبان کردی و بیگانه بودن ترکی را مطرح کنند که این نیز برمیگردد به اوج سطحی نگری و کینه توزی آنان نسبت به مردمان ترک و زبان ترکی. چنین محافلی بهتر از هر تاریخدان و زبان شناسی از قدمت دیرین و هزاران ساله زبان ترکی در ایران آگاه بوده و آن ها نیز خود بهتر میدانند که ترکی ایرانی ترین زبانی است که اکنون در کشور میلیون ها نفر در آذربایجان، خراسان، فارس، کردستان، گیلان و سایر نقاط کشور بدان تکلم کرده و آن را به عنوان زبان مادری خود دانسته و بدان عشق میروزند. گروه های افراطی پانفارسیم، همواره با هدف به حاشیه راندن درخواست های عمومی مردم آذربایجان در راستای توجه به زبان و فرهنگ بومی خود ، با متهم کردن آنان به تجزیه طلبی و انتساب آنان به گروه های خیالی و واهی پان ترکیسم، سعی در کتمان و انکار قانون اساسی کشور و ایجاد کینه و کدورت میان ترک تباران ایرانی و سایر قومیت های کشور داشته اند. به طوری که حاکمیت رفتارهای دوگانه در قبال ترک ها و کردهای ایرانی را میتوان در راستای همین کینه توزی هایی دانست که هدفی جز بر هم زدن اتحاد ناگسستنی میان اقوام ایرانی ندارد.